نازگل ماماننازگل مامان، تا این لحظه: 6 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

محیا گلی

نامه اي به تو 23

فردا جواب آزمايشهامو ميگيرم و پرونده تشكيل ميدم. من دارم راهم و ادامه ميدم و توكلم به خداست. هر چي اون بخواد همون ميشه اين شعار منه عشقم در مورد دوستان بايد بگم برام دعا كنيد. شما ها اكثرا مادريد و كافيه يه لحظه خودتون رو جاي من بذاريد و بعد راهنماييم كنيد  
30 فروردين 1391

نامه اي به تو....2

هي وبم و ميبندم و ميرم هي دلم ميخواد باهات حرف بزنم. دوباره ميام ميشنم شروع ميكنم به نوشتن آخه دلم خيلي غم داره قربونت برم. وقتي فكر ميكنم كه شايد بابا هيچ و قت راضي نشه تو بيايي گريم ميگيره. با خودم ميگم (بي تو نه) ميدوني واسه اسمت چي فكر كردم. اگه دختر باشي محيا اگه پسر باشي ماني پيش خودم فكر ميكنم همين جوري تو ناراحت نشو. بين خودمون بمون يه حساب باز كردم برات به اسم خودم روزي هزارتومن برات پس انداز ميكنم ميدونم كمه اما همين قدر ميتونم بردارم آخه بابا سه تا دوربين تو مغازه گذاشته ميدوني چرا اين كارو كردم آخه هيچكس به من سيسموني نميده. خودم برات همه چي ميخرم همه كار ميكنم. تو عزيز دلمي فقط بيا. ميلاد خيلي بهم وابسته شده اگه شبا پيشم...
8 اسفند 1390

نامه اي به تو....3

سلام فرشته ي كچولوي من از اينكه ميبينم بابا به فكر من و زندگيمون هست خيلي خوشحال ميشم. ميدوني آخه ديشب گفت: يه تلوزيون ديدم. كه تا چند روز ديگه ميخرمش خونه مون رو كه ساختيم تمام وسيله هاي قبليمو عوض ميكنم. يه پرده ديدم فلان قيمت يا يه چند تا فرش خوشگل. كه بندازي تو خونت كيف كني. تو دلم بهش گفتم ميدونم تو هم به فكر اين زندگي هستي اما غرورت بعضي وقت ها داغونم ميكنه. مهم نيست عزيز دلم مردا همشون مغرورا. وقتي خوب فكر ميكنم ميبينم تقصير منم هست. آخه بايد چه توقعي ازش داشته باشم. اوني كه هنوز تازه خودش رو بالا كشيده. تازه داره اميدوارانه زندگي ميكنه. تازه داره قدم هاشو جدي برميداره. مردي كه هر يه هفته زنش خونه مامانش بوده و بچه هاش خونه مادر...
8 اسفند 1390

اولین پست و اولین سلام

سالها پیش آرزو داشتم بهت نامه بنویسم و برات درد دل کنم. البته تو هنوز تو ذهن من هستی و معلوم نیست کی وارد خونم بشی و کی تمام وجود من بشی. اما هر وقت که بیایی خوش میای عزیز دلم. خیلی باهات حرف دارم اما اصلا حوصله ندارم شرمنده ها آخه کمی حالم ناخوشه منو ببخش گلم.
4 اسفند 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به محیا گلی می باشد